یکشنبه , ۲۶ آبان ۱۳۹۸
صفحه اصلی » مهندسی فرایندها » آموزش BPM » آموزش مدیریت فرایند کسب و کار (BPM)-جلسه دوم

آموزش مدیریت فرایند کسب و کار (BPM)-جلسه دوم

حوزه های مرتبط با مدیریت فرایند کسب و کار (BPM)

همانطور که همه می دانیم حوزه مدیریت فرایند کسب و کار (BPM) به هیچ وجه تنها رشته ای نیست که نگران بهبود عملکرد عملیاتی سازمان ها باشد.

در ادامه این جلسه آموزش مدیریت فرایند کسب و کار، به طور خلاصه برخی از رشته های مرتبط را معرفی کرده و روابط و تفاوت های کلیدی بین این رشته ها و BPM را مشخص می کنیم.

مدیریت کیفیت فراگیر (Total Quality Management)

TQM رویکردی است که به لحاظ تاریخی از BPM عبور کرده و از آن الهام گرفته است. تمرکز TQM بر بهبود مداوم و پایداری کیفیت محصولات همراه با گسترش خدمات است. از این نظر TQM با تأکید بر ضرورت تلاشهای مستمر برای بهبود، مشابه BPM است. اما از آنجا که TQM تأکید خود را بر روی محصولات و خدمات می گذارد، دیدگاه پشت سر و ماقبل BPM است. در BPM اعتقاد بر این است که با تمرکز روی بهبود فرآیندهای ایجاد محصولات و خدمات، می توان به بهترین وجه به کیفیت مطلوب و پایدار محصولات و خدمات رسید. باید گفت به طور عملیاتی BPM بخشی از TQM است.

تفاوتی تئوریک بین BPM و TQM وجود ندارد، بلکه از نظر تجربی کاربردهای TQM در درجه اول در حوزه های تولیدی- جایی که محصولات قابل لمس هستند- یافت می شوند، در حالی که BPM بیشتر به سازمانهای خدماتی گرایش دارد.

مدیریت عملیات (Operation Management)

مدیریت عملیات حوزه ای است که مربوط به مدیریت عملکردهای فیزیکی و فنی یک شرکت یا سازمان بویژه موارد مرتبط با تولید و محصول است. تئوری احتمال، تئوری صف، تجزیه و تحلیل تصمیم گیری، مدل سازی ریاضی و شبیه سازی همه تکنیک های مهم برای بهینه سازی کارایی عملیات هستند. آنچه بین مدیریت عملیات و BPM متفاوت است این است که مدیریت عملیات معمولاً مربوط به کنترل یک فرایند موجود است بدون اینکه لزوماً آن را تغییر دهد، در حالی که BPM به جهت بهبود، اغلب نگران ایجاد تغییر در یک فرآیند موجود هستند.

تولید ناب (Lean Production)

تولید ناب رشته ای مدیریتی است که از صنعت تولید، به ویژه فلسفه مهندسی در شرکت تویوتا سرچشمه گرفته است. یکی از اصول اصلی تولید ناب، حذف موارد زاید یعنی فعالیت هایی که ارزش افزوده را به مشتری نمی دهند، است. به لحاظ مشتری مداری تولید ناب شبیه به BPM است و بسیاری از اصول مربوط به تولید ناب توسط BPM جذب شده و بکار گرفته شده است. از این نظر، BPM را می توان رشته ای فراگیرتر از تولید ناب دانست. تفاوت عمده این است که BPM تأکید بیشتری بر استفاده از فناوری اطلاعات به عنوان ابزاری برای بهبود فرایندهای کسب و کارها و سازگاری بیشتر و تکرار آنها  دارد.

شش سیگما

Six Sigma مجموعه دیگری از شیوه هایی است که از تولید منشأ می گیرد. این روش برگرفته از روش های مهندسی و تولید در شرکت موتورولا است. مشخصه اصلی Six Sigma تمرکز آن روی به حداقل رساندن نقص (خطاها) است. شش سیگما تأکید زیادی بر اندازه گیری بازده فرآیندها یا فعالیتها، به ویژه از نظر کیفیت دارد. شش سیگما مدیران را ترغیب می کند تا به طور منظم اثرات ابتکارهای بهبود را بر روی خروجی ها با هم مقایسه کنند. در عمل، شش سیگما لزوماً به تنهایی کاربردی نیست، بلکه کاربرد آن در رابطه با رویکردهای دیگر است.

یک رویکرد رایج ترکیب فلسفه تولید ناب با تکنیک های شش سیگما است که منجر به رویکردی به نام Lean Six Sigma می شود. امروزه ، بسیاری از تکنیک های Six Sigma معمولاً در BPM نیز استفاده می شود. در بحث های آینده، من چند روش تحلیل فرایندهای کسب و کار را معرفی خواهیم کرد که بین شش سیگما و BPM به اشتراک گذاشته شده است.

به طور خلاصه، می توان گفت که BPM از فلسفه بهبود مستمر TQM ارث برده است، اصول و تکنیک های مدیریت عملیات ، Lean و Six Sigma را در بر می گیرد و آنها را با قابلیت های ارائه شده توسط فن آوری اطلاعات مدرن ترکیب می کند تا هماهنگی بهینه ای در فرایندهای کسب و کار با توجه به اهداف عملکردی یک سازمان بوجود آورد.

درباره‌ افشین صفایی

این مطلب را نیز بخوانید

آموزش مدیریت فرایندهای کسب و کار (BPM)- جلسه سوم

سازمان وظیفه ای ایده اصلی مدیریت فرایندهای کسب و کار (BPM) توجه به فرآیندها هنگام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *